[ پارسال در چنين ايامي ! ] پارسال اين موقع ها بود در تب و تاب بودم نظرتو راجع خودم بدونم،گرچه حدس زده بودم ولي همه ي شرايط و بالا وپايين زندگيم رو كه دقيقا نميدونستي خب منم استرس داشتم، تصميم گرفتم اون حرف هام رو بزنم و زدم ! ولي وقتي كه 14 روز از سال جديد گذشته بود. حالا كه بر ميگردم نگاه ميكنم ميبينم يك سال قبل اين قضيه ما تمام روزاش ناراحت بودم ولي بعد از نظره مثبتت تو چهاردهم تا به امروز يه روز بيادم نمياد ناراحت شده باشم،هر روز خنده و شادي و حس غرور از رسيدن به نيمه ي گمشده اي كه هيچ كس نميتونست جاي اون رو پر كنه.. به قدري اين وصال شيرين دوست داشتني هست و داراي غرور و شكوه كه تمام مشكلات پيش روي من با تمام بزرگي و قدرتشون در يك يادآوري كوچيك يه ريزه بياد آوردن اينكه تو در كنارم هستي بي معني ميشن و ميخندم بهشون..
(از اين به بعد يه بخش كوچيكي داريم در هر پست براي درج"خاطرات"چرا !؟چون خانوميه عزيزم دوست داره D:)
[ خاطرات ] 2 و شايد 3 هفته قبل از ولنتاين از اونجا كه خودمون ميدونيم يه وام 4 ميليوني درخواست دادم كه گفتن يه ميليون بريزم بعد اون وام رو بدن !! منم ريختم كه انشاء ا... سرمايه اي ناچيز در راه تعالي سرنوشت ما باشد با قسط ماهيانه 100 هزار تومان.
دقيقا يا تحقيقا D: دو ،سه روز بعد از ولنتاين ،با ستاره خانومي يه گشتي زديم در شهر با ماشين شاسي كوتامون ! و راجع مسائل بسيار بسيار شيرين خواستگاري صحبت هايي كرديم و بسي لذت برديم،در ضمن گلي به رسم ياد بود كه ذكر كنم رز بود به اينجانب تقديم شد كه بنده بعد از تموم شدن عمرشون در صفحات كتاب دوست داشتني" 2002 عقيده عاشقانه "مدفون كردم.
ستاره اين ترم ،ترم آخرش هست كه در دانشگاه تحصيل ميكنه و شنبه ها كلاس داره فقط و كلي وقت خالي كه هستيم در خدمتشون،البته بايد يه سري كتاب مطالعه بكنه كه تير ماه امتحان كارداني به كارشناسي داره و مطمئن هستم قفول ميشه با اين پشت كارش،چون 2ترم قبل كه در جريان امتحاناتشون بودم نمرات بسيار خوفي گرفتن (100آفلين)
در اين تاريخ ... <-- رفتم دنبال اجاره مغازه كه خيلي گرون بودن قيمت رو بيان كنم در جريان باشيد. 3 مليون تومان پول رايج مملكت پيش و ماهي 300 هزار تومان از بابته اجاره بها.. حالا ما كه يه مغازه 16متري داريم چرا برم 2تا كوچه بالاتر اين قيمت رو بدم همينجا ميزنم تا 1000 تومان درآمدي كه درميارم دست خودم باشه استرس اجاره بها نداشته باشم.
امروز سه شنبه 7 / 12 / 86 بلاخره درخواست استخدام رو به رئيس دانشگاه دادم و شنبه قرار هست جوابش رو بگيرم،در ضمن ستاره خانومي هم يه جا نذري دعوت هستن براي كمك كه قول مساعدت دادن براي جوفتمون از خداوند متعال طلب مغفرت و عاقبت بخيري بكنند.
اين دفعه بدليل كثرت خاطرات وقتي براي شعر و شعرخواني نداريم ،كه از بينندگان جان عرززذذض خواهي ميكنم. انتهاي پيام/.