توصيه ميكنم شما رو بخوندن اين شعر ها..
گلچين شدن از باغ لطافت روح مجنونين..
خیلی سخته چیزی رو که تا دیشب بود یادگاری
صبح بلند شی ببینی که دیگه دوستش نداری
خیلی سخته که نباشه هیچ جایی برای آشتی
بی وفا شه اونی که جونتو واسش گذاشتی
خیلی سخته اون کسی که اومد و کردت دیوونه
هوساش وقتی تموم شد بره و پیشت نمونه
خیلی سخته که عزیزی یه شب عازم سفر شه
تازه فردای همون روز از دوست عاشقش با خبر شه
خیلی سخته توی پاییزبا کسی آشنا شی
اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جدا شی
خیلی سخته یه غریبه به دلت یه وقت بشینه
بعد به اون بگی که چشمات نمی خواد اونو ببینه
خیلی سخته که ببینیش توی یک فصل طلایی
کاش مجازات بدی داشت توی قانون بی وفایی
خیلی سخته واسه اون بشکنه یه روز غرورت
ولی اون نخواد بمونه همیشه سنگ صبورت
خیلی سخته اون که دیروز تو واسش یه رویا بودی
از یادش رفته که واسش تو تموم دنیا بودی
______________________________________
چشم می بندم ، نباید جاده سرگرم ام کند
چندکوه وآبشار ساده سرگرم ام کند
راه را در شهرهای پرخیابان گم کنم
یا دهی آرام و دور افتاده سرگرم ام کند!
هم نباید کنج مسجدهای دنج بین راه...
سجده سرگرم ام کند ، سجاده سرگرم ام کند
دل به راهی داده ام چون رود و شرمم باد اگر
برکه ای که دل به ماهی داده سرگرم ام کند
می رمم -چون آهوان از مردمان- ترسیده ام...
چشم آهویی کنار جاده سرگرم ام کند
______________________________
تا سنگ دل بودم ، به روی قلٌه جایم بود
اینک که رودی گشته ام جوشان ، سرازیرم
_______________________________
... ای کاش گنجشکی ، کلاغی ، سهره ای بودم
من غصٌه ام این است : شاهینی زمین گیرم...
________________________________
به طعنه گفت به من: روزگار جانکاه است
به من! که هر نفسم آه در بی آه است
در آسمان خبری از ستاره من نيست
که هر چه بخت بلند است عمر کوتاه است
به جای سرزنش من به او نگاه کنيد
دليل سر به هوا بودن زمين ماه است
شب مشاهده چشم آن کمان ابروست!
کمين کنيد که امشب سر بزنگاه است
شرار شوق و تب شرم و بوسه ديدار
شب خجالت من از لب تو در راه است....
__________________________________
خیانت غیرت عشق است وقتی وصل ممکن نیست
چه آسان ننگ می خوانند نیرنگ زلیخا را
کسی را تاب دیدار سر زلف پریشان نیست
چرا آشفته می خواهی خدایا خاطر ما را؟!
نمی دانم چه نفرینی گریبانگیر مجنون است
که وحشی می کند چشمانش آهوهای صحرا را!
چه خواهد کرد با ما عشق؟! پرسیدیم و خندیدی
فقط با پاسخت پیچیده تر کردی معما را
___________________________________
در دل من چيزي است مثل يك بيشه نور مثل يك خواب دم
صبح
وچنان بي تابم..
___________________________________
با تو دريا با من مهرباني ميكند..
"""""""""""""""""""""""""""""""
پ.ن: تا اون روز كه عقلم به قلبم قول داده,خبر از پست جديدي نيست !
{ زياد دور نيست,از امروز كه 19 /1 / 1386 هست حدودا يك ماه و چند روز ديگه ! }