پشت ابراي سياه ,ستارم نشسته بود
دل اون گرفته بود,بغض اون شكسته بود
از جدائي گله داشت شكوه از زمونه كرد
واسه بي وفائيهاش ابرا رو بهونه كرد
امشب از اين آسمون ميدونم بارون ميآد
ميدونم ابرا ميرن,ستارم بيرون ميآد
آخرين اميده من
تك چراغ شب تار
اي كه بي وفائيها مونده از تو يادگار
بگذر از تاريكيها..
امشب از اين آسمون ميدونم بارون ميآد
ميدونم ابرا ميرن,ستارم بيرون ميآد