حالا كه تو ابره چشمام بارونه غم نهفته
تو شورزاره قلبم گلهای غم شکفته
بازم میخواد چشمای من مرواری بارون کنه
غم تا میآد به خونمون شهر رو چراغون کنه
آسمون قلب منو ابرای غم گرفته
گریه ی پنهونی مگه دردامو درمون کنه
* * *
گریه ی من اگر که مقصوده توست
مسکن روح غم آلوده توست
این اشکای من ,چشماتو وا بکن مرگ غرورم رو تماشا کن
* * *
تو كه قدره وفامو ندونستي
ميشد يرنگ بموني نتوستي
گمون نكن تو دستات يه اسيرم
ديگه قلبمو ازت پس ميگيرم..
* * *
تلاش بي ثمر كردم ,وليكن غصه باقي ماند
خروش و بانگ و فرياد و حدیث و قصه باقي ماند
زپا افتاده ام ديگر نوائي سر نخواهم داد
* * *
حواسمو پرت ميكنه صداي مثل بلبلت
يجوري آواز ميخوني انگاري كه مرده گلت
وقتي صداتو سر ميدي ,قناريا رو پر ميدي
من گل تازه مردتم بخون كه جون به من ميدي
نيستي شبا ببيني گريه هامو درد دلای منو با خدامو
من كه اسيرو خسته و غريبم به گوش عالم برسون صدامو
{ بابای
}