تبليغاتX
× خ س ر و × Q

دست من خیلی حقیره که واسه ات یه سایه باشه

آخه خورشیـــــد کــی میتونه با شبا همسایه باشه


قصه ای نگفتـــــه بودی تـــــــــــــو کتاب سرنوشتم

که بـــاید لحظه به لحظه تورو از نــــــــو می نوشتم


یـــــــه روز اومــــــــــدی از راه از ته غبـــــــــار جاده

ته چشمات غم دریا خستـــــــــه با پای پیــــــــــاده


روبه دریای شکستن چشمـــه ای شیشه ای بودم

من همه ترانه هامو با شکستـــــــــــن می سرودم


تو مث حـــــــادثه بودی مثـــــــل بــــــــــارون بهاری

کاشکی می شد تو همیشه بر تن تشنه ام بباری


میدونم تـــــــو هم مثــــــل من از جدایی گله داری

بدون اینو، واسه عاشق سخته این چشم انتظاری


نتونستم که بدونم تو چـــــه هستی، تو کی بودی

وقتی چشمامو گشــــــــودم تو دیگه با من نبودی


بعد توُ تموم فصـــــــــلام شده پائیز جـــــــــــدایی

منتظر با چشمــای خیس می نشینم تا بیـــــایی
__ _ _ _ _ _ _ _
افشین سرفراز
 | 

گاهی شبا گریه کنون میام دره خونه ی تو

داد میزنم میگم منم عاشق دیونه ی تو

میگم منم اون که شده اسیره مهربونیات

اونکه یه عمری عشقه به اون همه لطفو صفات

وقتی تو این دنیای تو, کاره دلم گیر میکنه

حسادته قلب منو از آدما سیر میکنه

میام دره خونه ی تو میگم به فریادم برس

رو میکنم به آسمون میگم به داده من برس 

بنام پروردگارم

آخه تو

 محبوبه منی

عزیزه من

خوبه منی

توئی توئی خدای من

خدای با صفای من

تو روحمی

تو جونمی

تو قلبمی

تو خونمی

خدای مهربونه من

عشق تو توی خونه من 

وقتی تو این دنیای تو, کاره دلم گیر میکنه

حسادته قلب منو از آدما سیر میکنه

میام دره خونه ی تو میگم به فریادم برس

رو میکنم به آسمون میگم به داده من برس

 | 
powered by : Blogfa , free persian blog service.

rahgouzar

× خ س ر و

http://rahgouzar.blogfa.com

× خ س ر و ×

از كيهان پهناور يزدان يكتا هيچ نميخواهم,جز يك لحظه سكوت و آرامشي براي خيره شدن به چشمان زيباترين ستاره ام..