تبليغاتX
× خ س ر و × Q

اسم من از یاده تو رفت
ای آنکه در آئینه ای
این چهره ی خسته منم !

این آه سینه سوزه من
دیواره سرد فاصله است
بین من و هم سخنم

فریاد من,سکوت تو
لب تو باز و بی صداست
عروسکی به شکل من ,غریبه اما آشنا
نگاه مات تو به من مثل نگاه دشمنه
جسم تو گرمی نداره
مگر تنت از آهنه !؟

سکوت تو یه فاجعه است برای همصدای تو
شکسته در گلو چرا طنین نعره های تو !!!

توکه خوده منی چرا
غریبه ای برای من
منو صدا نیمیکنی
تو قاب سرده آینه
به سوی من نشسته ای,منو رها نمیکنی
شکسته لحظه لحظه ام یه عادته برای تو
پرنده ی نگاه من اسیره در هوای تو
چرا تو که خوده منی سکوتتو نمیشکنی
به من بگو چه میکشی تو قاب سرده آهنی

تو غربته نگاه تو که با نگاهم آشناست
یه دنیا حرف گفتنیست
ولی لبه تو بی صداست )):
 | 
powered by : Blogfa , free persian blog service.

rahgouzar

× خ س ر و

http://rahgouzar.blogfa.com

× خ س ر و ×

از كيهان پهناور يزدان يكتا هيچ نميخواهم,جز يك لحظه سكوت و آرامشي براي خيره شدن به چشمان زيباترين ستاره ام..